دانیال سکوت کرده بود و چیزی برای گفتن نداشت .به آنها حق می داد .همانقدر که تا امروز اجازه داده بودند دخترشان بازیچه افکار مسخره و بهم ریخته و اعمال ناشایست رایکا شود باز هم از آنها متشکر بود. اما واقعا نمی توانست اصراری برای بردن دوباره رزا یا لااقل بخشش رایکا داشته باشد، به همین خاطر از روی مبل برخاست و در حالیکه دستش را بسوی مهندس دراز کرده بود، گفت :
- من از شما بخاطر تمام محبتهایی که در حق خانواده بهنود انجام دادید متشکرم و باید در فرصتی اجازه بدید که همه حضورا مزاحم بشیم و از محبتهای شما تشکر کنیم .راستش من بنا به خواسته رایکا اومده بودم که از رزا خانم عذرخواهی کنم و بگم رایکا از اعمال و رفتار گذشتهاش نادم و پشیمونه ، اما با شرایط فعلی می دونم این حرفها نه تنها مرحمی بر دل زخم دیده شما نمی گذاره بلکه خشم شما رو هم بیشتر می کنه . پس ترجیح می دم سکوت کنم .با اینکه می دونم رایکا نمی تونه بدون اون زندگی کنه . اما باز هم راضی نیستم بیشتر از این رزای عزیز رو دچار عذاب کنیم . من شرمنده ام ، واقعا شرمندهام . . .
خواندن این رمان بسیار زیبا را به شما توصیه میکنیم!
دانلود کتاب موبایل رایکا
نویسنده : فهیمه سلیمانی
نوع کتاب : رمان
فرمت کتاب : کتاب موبایل
حجم : ۱٫۸MB
ناشر اینترنتی : دیبا کتاب







