موسسه محک

    وب سایت ختم قرآن مجید

    وب سایت ختم صلوات

     

     

     


گوشت زیر دندان
iconبازدید: 131 نمایش iconدسته: ادبیات, داستان و رمان, کتابها

گوشت زیر دندان

تعداد زیادی از موشهایی که در آزمایشگاه زندگی مر کردند بدون هیچ نتیجه ای مردند تا اینکه برای شروع دوباره ی آزمایشها موش سفید و چاقی برای آزمایشگاه خریده شد این موش موش نربه حساب می آمد و شاید از دیدگاه زنها دارای لطافت وزیبایی خاصی بود. هر روز صبح مقدار مشخصی از غذاری موشهای آزمایشگاه را در قفس این موش قرار می دادند.

فرمت PDF

(ادامه…)


icon برای دانلود اینجا کلیک کنید
داستان سرودن شاهنامه از زبان فردوسی
iconبازدید: 161 نمایش iconدسته: ادبیات, تاریخ ایران, داستان و رمان, کتابها

داستان سرودن شاهنامه از زبان فردوسی

فردوسی در آغاز شاهنامه چنین می گوید که از زمان های باستان در ایران کتابی بود پر از داستان های گوناگون که سرگذشت شاهان ودلاوران ایران را در آن گرد آورده بودند پس از آنکه شاهنشاهی ایران بدست تازیان بر افتاد این کتاب هم پراکنده شد اما پاره های آنرا موبدان در گوشه و کنار نگاه می داشتند تا آنکه یکی از بزرگان و آزادگان ایران که مردی دلیر و خردمند و بخشنده بود به جسستجو افتاد تا تاریخ گذشته ایران را از روزگار نخست بیابد و آنچه را بر شاهان و خسروان ایران گذشته است.

فرمت : PDF

(ادامه…)


icon برای دانلود اینجا کلیک کنید
۸ داستان
iconبازدید: 284 نمایش iconدسته: ادبیات, داستان و رمان, کتابها

۸ داستان

وجیزه ای در کارنامه این دفتر
نوشته : هوشنگ گلشیری

آقا مهدی زیگزاگدوز
نوشته : اکبر سردوز آمی

سنگ سیاه
نوشته : محمد رضا صفدری

حفره
نوشته : قاضی ربیحاوی

جزیره بر آب
نوشته :اصغر عبداللهی

عکاسی
نوشته : محمد محمد علی

آقا باورکن آقا
نوشته : علی محمد اسفندیار

کره در جیب
نوشته : صمد طاهری

پدر و پسر
نوشته : ناصر زراعتی

فرمت : PDF

(ادامه…)


icon برای دانلود اینجا کلیک کنید
روزی که صداها را دیدم
iconبازدید: 151 نمایش iconدسته: ادبیات, داستان و رمان, کتابها

روزی که صداها را دیدم

نوشته : مجید میرزا وزیری

دو هزار و دویست و بیست و دو بهترین دوستی بود که داشتم البته این نامی بود که وقتی بزرگ تر شدم و بیشتر با او آشنا شدم برایش انتخاب کردم. عادت کرده بودم که هرکس و هر چیز را با یک عدد ینامم در ابتدا انتخاب اعداد به جای اسامی و کلمات در ذهنم به صورت ساده ای انجام می شد. ولی بتدریج که بزرگ تر شدم فهمیدم بهتر است رمز مشخص را برای تبدیل کلمات به اعداد برای خود ابداع کنم.
برای بقیه این کار خیلی سخت است چون همه دوست دارند از حروف برای ساختن کلمات و از کلمات برای نامیدن افراد و چیز ها کمک بگیرند.

فرمت : PDF

(ادامه…)


icon برای دانلود اینجا کلیک کنید
زره عقاب نشان
iconبازدید: 92 نمایش iconدسته: ادبیات, داستان و رمان, کتابها

زره عقاب نشان

نوشته : ه – کلهری

تیراندازها آماده.
پرتاب
این دستورات از زبان دختری بیرون می آمد که با اثبات توانیی ها و مهارت هایش توانسته بود به همه بقبولاند که ماهرترین تیرانداز در کشورش است و فرماندهی تیراندازها را در دست بگیرد. دقیقا پنج روز بود که جنگ به اطراف قلعه کشیده شده بود این جنگ سومین جنگی بود که آلیشیا در آن شرکت داشت.
آلیشیا علاوه بر مهارت هایش درختری زیبا با موهای بلند خرمایی بود و همیشه دستمال قرمز رنگی که نشان شمشیر بر آن نقش بسته است بر سرش داشت.

فرمت : PDF

(ادامه…)


icon برای دانلود اینجا کلیک کنید
هیچ اتفاقی برای من نمیافتد
iconبازدید: 186 نمایش iconدسته: ادبیات, داستان و رمان, کتابها

هیچ اتفاقی برای من نمیافتد

نویسنده :مسعود کدخدایی

امروز اولین روز نوزدهمین سالی است که در خارج هستم. میخواهم امروز را ثبت کنم، اما مشکل این است که اینجا هیچ اتفاق مهمی برای من پیش نمیآید که ارزش ثبت داشته باشد.
من با همسرم و پسر کوچکم زندگی میکنم. پسر بزرگترم هم که دانشجو است الآن پیش ما زندگی میکند. او الآن در تعطیلات است و چند روز دیگر به انگلستان میرود که سومین سال دانشگاهش را شروع کند.
دوست دارم امروز برایم اتفاقی بیفتد، اما میدانم که نمیافتد.
پسر بزرگم علاوه بر کمک هزینهی دانشجویی که دولت دانمارک به او میدهد، و با وجود اینکه وام دانشجویی را هم میگیرد، سالانه مقداری پول هم از ما میگیرد. البته اینها غیر از آن امکانهای غیر نقدی است که در اختیارش میگذاریم.
اول صبح با این فکر که در این مملکت اتفاقی برای من نمیافتد از خواب بیدار میشوم. پسر کوچکم که کلاس نهم است تا میشنود که من دستگیرهی در اتاقخواب را میچرخانم، فرزی از تختش میپرد پایین و سلام نکرده میدود طرف
حمام. با اشارهی سر از همسرم میپرسم “چی شده؟”
من صبحها تا مسواکم را نزنم با کسی حرف نمیزنم. آخر برام عجیب بود که این پسری که باید هفتهای یکی دو بار به زور میفرستادیش حمام، حالا تند و تند، سرش را میگرفتی پاش تو حمام بود و پاش را میگرفتی، سرش تو حمام بود.

فرمت : PDF

(ادامه…)


icon برای دانلود اینجا کلیک کنید
هدف ادبیات
iconبازدید: 144 نمایش iconدسته: ادبیات, داستان و رمان, کتابها

هدف ادبیات

نویسنده: ماکسیم گورکى

شب بود، که از محفل دوستان جایی که آخر داستان به چاپ رسیده خود را خوانده بوده بیرون آمده وارد خیابان شدم. بر اثر تعریف زیادی که از آن کرده بودند هیجان مطبوعی در من ایجاد شده بود با تائی در خیابان خلوت گام بر می داشتم و  برای نخستین باردر عمرم تا این حد از نشاط زندگی سرمست شده بودم.

ماه فوریه و شب صافی بود. انبوه ستارگان بر آسمان بی ابر نقش بسته بودند زمین میدمید. شاخه های درختان از دیوار ها سرکشید با سایه های خود نقش و نگار زیبا و بدیعی در سر راه من ایجاد کرده بودند ذرات شفاف برف در نور کبود و نوازش کننده ماه درخشندگی نشاط انگیز داشتند. جنبنده ای در هیج جا دیده نمی شد. صدای خش خش برف در زیر اهای من تنها صدایی بود که سکوت با شکوه این شب روشن و فراموش نشدنی را برهم می زد

فرمت : PDF

(ادامه…)


icon برای دانلود اینجا کلیک کنید
داستان های مثنوی به نثر
iconبازدید: 258 نمایش iconدسته: ادبیات, داستان و رمان, کتابها

داستان های مثنوی به نثر

تعدادی از عنوان های داستان ها

۱- پادشاه و کنیزک
۲- طوطی و بقال
۳- طوطی و بازرگان
۴- شیر بی سر و دم
۵- کشتی رانی مگس
۶- خرس و اژدها
۷- کر و عیادت مریض
۸-رومیان و چینیان
۹-وحدتت در عشق
۱۰- خر برفت و خر برفت
۱۱- زندانی و هیزم فروش
۱۲- تشنه بر سر دیوار

فرمت : PDF

(ادامه…)


icon برای دانلود اینجا کلیک کنید
سایر صفحات سایت
Page 5 of 22112345678910111213...Last »